تبليغاتX
اسلام ناب

سفر چند روزه ی تفریحی به یکی از استانها، دو سه هفته جهت خواستگاری و رفت و آمدهای آن در نیمه تابستان، سفر یک هفته ای به مشهد و مراسم عقد در آنجا و بعد مراسم مهمانی عقد در تهران، فوت مادر بزرگ و یک هفته ای که به مراسم آن گذشت، سفر 15 روزه ی تبلیغی به کرمان و نهایتا برگشتن به قم و شروع درسهای حوزه و دانشگاه علت تاخیر و تعلل دوماهه وبلاگ اسلام ناب بود.

البته اگر بنا بر این بهانه جویی ها و به قول دوستی مشغول شدن به خاله بازی!! باشد باید همیشه در مرخصی باشیم و کارها تعطیل باشد! همین دوستمان هم در همین ایام ایمانش کامل شد. ایشالا مبارکش باشه و اسلامش ناب بشه!

باز هم در همین مدت به همت دوستان مجمع اسلام ناب سایت اسلام ناب با هدف گسترش اندیشه تحول طلبی در حوزه علمیه راه اندازی شد. حتما سر بزنید و اگر نظری بود از طریق بخش نظرات سایت یا ایمیل آن و یا نظرات همین وبلاگ اعلام کنید. آدرس سایت: www.IslameNab.ir

ان شاء الله در چند پست آتی مطالبی در مورد روستاهای محروم قلعه گنج کرمان که همراه جمعی از طلاب مدرسه معصومیه به آنجا رفته بودیم و مسائل مختلف تبلیغی، اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و... خواهم نوشت. بعونه تعالی...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 23:21  توسط مسلمان  | 

بيانيه مجمع اسلام ناب قم در اعتراض به برخورد دادگاه ويژه و جلسه محاكمه حجت الاسلام جهانشاهي

دادگاه ويژه روحانيت شيراز قرار است حجت الاسلام جهانشاهي، طلبه سيرجاني را به دليل آنچه تضعيف شأن روحانيت ناميده محاكمه كند.
عجبا كه در حكومت انقلابي ما چنين آشكارا خلاف روح اسلام ناب محمدي اقدام مي گردد و حق مظلومان تضعيف مي گردد و حق مظلومان ضايع مي شود و اكثريت خاموش نظاره گرند. روحانيت چنانچه از نامش پيداست متكفل اتصال مردم به حضرت حق اجل و اعلي، سامان بخش عبوديت آنان است. اگر دين ما مسيحيت منحرف و اسلام فردي مجعول بود پرسش از مسئوليت در قبال امور به ظاهر اجتماعي و دنيايي منتفي به انتفاء موضوع بود، ليك چه كنيم كه دين دين قرآن و محمد صلي الله عليه و آله و علي صلواة الله عليه است كه به ما آموخته اند آيا .... آخرت بدون اصلاح وضع زندگي و برقراري عدالت اساساً امري محال است. اصلاح جوامع بدون اين امر محقق نخواهد شد. فلذاست كه امر به معروف نيز واجبي در كنار نماز است. در اسلام اصيل تحريف نشده روحانيت حقيقي خصم ظالم و ياور مظلوم است كه چنين فردي اگر تابع ولي و فارغ از هواي نفس باشد شايستگي جلوداري مردم را مي يابد و الا روحاني مداهنه پيشه ساكت در برابر ظلم شايسته متهم شدن است.(فاتهموهم علی دینکم)
آنانكه به خود اجازه مي دهند چندين روز طلبه اي حق طلب را به زندان بيافكنند و او را محاكمه كنند بايد در برابر اين پرسش مردم مومن و روحانيت متعهد پاسخي شفاف ارائه دهند كه مبناي اقدامشان را كدام دين و كدام قرائت از آموزه هاي اسلامي قرار داده اند. چگونه عدالت طلبي كه روحانيت أحق مصاديق براي آن است به جرم بدل شده است؟ آيا هنجارهاي جامعه اسلامي به قبل از انقلاب بازگشته است و ما خبر نداریم؟!هیهات!
چگونه نهج البلاغه مي خوانيد و فرياد العدل حیاه الاحکام مولا را شنيده ايد و باز يقه طلبه عدالتخواه را به جاي دشمن عدالت مي گيريد؟
طلاب انقلابي و عدالتخواه قم در كنار طلاب سراسر كشور منتظر رويت احكامي كه احتمالا صادر خواهيد كرد و توضیح مباني و ادله آن خواهند ماند و بدانید که قطعا اجازه نمي دهند فضا براي اقدامات انقلابی فرزندان خمینی سنگين و پرهزينه شود.
ان شاء الله
مجمع اسلام ناب طلاب حوزه علميه قم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 2:24  توسط مسلمان  | 

آغاز سده ي 1300 همزمان با دو اتفاق مهم و تاثير گذار در تاريخ معاصر كشور ايران است؛ شروع سلطنت پهلوي ها و تاسيس حوزه علميه قم.

دو موضوعي كه در آينده در مقابل هم قرار مي گيرند و مبارزه اي تاريخي را رقم مي زنند. در اين مبارزه سرانجام روحانيت و حوزه هاي علميه پيروز مي شوند و علاوه بر اين موفق به همراه كردن مردم با خود و آغاز يك گفتمان قوي و پايدار در ميان نسل معاصر مي شوند.

اما مسئله به اين سادگي هم نيست! در طول اين زمان همواره انتقاداتي به روحانيون و به سازمان روحانيت وارد بوده است، و ضعف هاي عمده اي داشته كه نه تنها تاريخ پيروزي انقلاب را عقب انداخته بلكه در هدف اصلي روحانيت خلل ايجاد كرده است.

 

و از آنجايي كه حوزه علميه نهاد مرجعيت و رهبري جامعه است اهميت دارد تا با آسيب شناسي جامع و فراگير در پي شناخت مشكلات آن باشيم و مسلماً اولين قدم براي حل مشكلات شناخت آنهاست.

مرحوم شهيد مطهري يكي از انديشمندان ديني و اسلام شناسان توانمندي است كه اين مسئله را مورد نقد دروني قرار داده است. و البته در اين آسيب شناسي كمتر جانب احتياط و محافظه كاري و رعايت حال برخي را در نظر گرفته و همين باعث شده است تا آنچه كه ارائه كرده به عنوان يكي از بهترين و واقعي ترين منابع مطالعه و تحقيق در موضوع مذكور باشد.

تحقيق مذكور در سه بخش مزايا، نواقص و راهكارها ارائه مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 21:52  توسط مسلمان  | 

نقش نوار در انقلاب اسلامي ايران از ديدگاه يك انديشمند معاصر (عطف به پست قبلي وبلاگ)

 

حامد الگار، استاد کرسی مطالعات خاورمیانه و ایران در دانشگاه برکلی کالیفرنیا، از جمله محققینی است که توجه بسيار به انقلاب اسلامي ايران داشته و مسائل آن را مورد مطالعه قرار داده است. وي به واسطة پرداختن به تحليل تاريخي انقلاب اسلامي؛ انقلاب مشروطيت، و مناسبات دين و دولت درعهد قاجار مورد توجه و اشتهار در محافل علمي و دانشگاهي معاصر است. وي در يك خانواده مسيحي انگليسي به دنيا آمده و پس از سفرهاي متعدد به كشورهاي اسلامي خصوصا ايران، مسلمان شده است. وي بخشي از وقايع انقلاب را شخصا حضور داشته و درك كرده است و از آن پس آثار زيادي در مورد انقلاب ايران منتشر كرده است و اينگونه آثار وي در ميان منابع مطرح در موضوع مذكور است. الگار هم اكنون در دانشگاه کاليفرنيا استاد فارسي و پژوهش هاي اسلامي است. مطالعه كتاب «انقلاب اسلامي در ايران» ايشان به دوستان توصيه مي شود و ان شاءالله در آينده خلاصه كتاب را در وبلاگ خواهم گذاشت.

فعلاً يك بخش جالب از همين كتاب انتخاب و ذيلاً  مي آيد:

 

...پس از قيام تبريز يك سلسله مراسم يادبود در شهرهاي مختلف ايران برگزار گرديد كه آنها نيز به نوبه خود قيام هاي كوچكتري بودند. بخصوص مي توان به مورد يزد اشاره كرد. در آنجا مردمي كه در پايان يك مراسم يادبود به آرامي از يكي از مساجد اصلي شهر خارج مي شدند، به رگبار گلوله بسته شدند. از اين جريان نواري تهيه شد و به طور وسيعي در سراسر ايران پخش گرديد. به شهادت همه كساني كه امكان شنيدن اين نوار و نوارهاي مشابه را يافته اند، سر و صدا و فريادهايي كه از اين نوار به گوش مي رسد گواه بارزي بر قساوت رژيم شاه و شيوه هاي سركوبگرانه اوست.

در اين نوار پس از تمام شدن خطبه و ختم مراسم يادبود، همهمه جمعيت شنيده مي شود كه از مسجد وارد خيابان مي شوند. سپس آژير اتومبيل هاي پليس و ارتش به گوش مي رسد. آنگاه آتش مسلسلها به روي مردم گشوده مي شود و ناله و فرياد زخمي ها به آسمان مي رود. كساني كه اندك ترديدي نسبت به ماهيت رژيم شاه دارند لازم است كه اين نوار و هولناك تر از آن نواري را كه از حمله نيروهاي دولتي به درون يك مسجد در شيراز چند ماه پس از واقعه يزد تهيه شده، به گوش خود بشنوند.

مي توان گفت نوار مزبور نقش بسيار مهمي در سير انقلاب اسلامي ايفاء نمود. شاه از يك ابزار سيار پيچيده تكنولوژيك برخوردار بود. يك ارتش چهارصد هزار نفري در اختيار داشت كه در زمره مجهزترين ارتشهاي خاور ميانه بود و از نظر توانايي نظامي پس از ديگر عامل دست نشانده آمريكا در منطقه يعني اسرائيل، در مرتبه دوم اهميت قرار داشت. او همچنين ابزار سركوب پليسي بسيار پيچيده اي در اختيار داشت كه مدت پانزده سال در دلهاي مردم رعب و وحشت افكنده بود. در مقابل همه اينها مردم ايران از نظر سلاح، تشكيلات يا قدرت تكنولوژيك، امكانات بسيار اندكي در اختيار داشتند. يكي از آن وسايلي كه مورد استفاده قرار گرفت و بسيار هم موثر افتاد، نوار كاست بود!

نه تنها نوارهايي از قبيل آنچه اشاره كردم به طور وسيعي در سراسر ايران پخش مي گرديد، بلكه اعلاميه ها و بيانيه هاي آيت الله خميني به شكل گفتار و چاپي با يك وسيله ساده در سراسر كشور پخش مي شد و آن وسيله ساده، نوار بود. خود من هنگامي كه در پاريس بودم شاهد ارسال يكي از اين پيامها به ايران بودم. سادگي اين وسيله ارسال و انتقال پيامهاي ضبط شده مايه شگفتي بسياري از ناظران غربي شده بود. كل قضيه از اين قرار بود كه پيام در پاريس ضبط مي شد و سپس از طريق تلفن براي چند نفر كه در تهران ضبط صوت هايي را به تلفن وصل كرده بودند، پخش مي گرديد. آن اشخاص نيز به افراد ديگري كه در استانهاي مختلف با ضبط صوت هاي آماده خود منتظر بودند، تلفن مي كردند. و به اين ترتيب در ظرف مدت زمان اندكي پيام در سراسر كشور تكثير و پخش مي شد.

براي بسياري از مردم خاور ميانه و آسياي جنوبي پخش جديد ترين آهنگ هاي پاپ در تاكسي و كاميون هاي باري امر آشنايي است. يكي از سمبل هاي انقلاب اسلامي ايران اين بود كه تنها نواري كه در اتوبوس هاي مسافربري، كاميون ها و تاكسي ها پخش مي شد، نوارهاي سخنان آيت الله خميني بود. به عبارتي مي توان گفت سمبل تكنولوژيك اين انقلاب «نوار كاست» بود. همانطور كه انقلاب مشروطيت، انقلاب تلگرام بود. همان تلگرام هايي كه بين «عتبات» و مراكز متعدد ايران رد و بدل مي شد.

 

برگرفته از كتاب انقلاب اسلامي در ايران – حامد الگار صفحات 134 و 135

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 3:59  توسط مسلمان  | 

بسيار گفته اند و شنيده ايم از اتفاقي استثنايي و شگرف در بطن دنياي معاصر ماشين و شهوت و پول به سمت حق طلبي و خدا خواهي، اتفاقي به نام انقلاب اسلامي سرشار از نشانه ها و الهامات الهي با هزاران هزار بزرگي و معجزه و ... كه به سبب آنها انقلاب ايران، نقطه عطف تاريخ معاصر گشته است.

آنان كه مستقيم اين موضوع را درك كرده اند، هر روز آن را پر از خاطرات و اتفاقات عبرت انگيز و ماندني اي مي دانند كه چون زمانشان گذشت از بين رفتند، و آن روزها از  فرط كثرت و وفورشان ساده تلقي شدند و كسي به فكر ماندگاريشان نبود...

 

امروز كه سالها مي گذرد و خود را غرق همان دنياي شهوت و پول و مقام و ريا و ظواهر كرده ايم؛ همان كه روزي دشمن اصلي مان بود، نه تنها حرفي از ديروز به نسل جديد ارائه نكرده ايم بلكه گويي قبل از آن خويش را بيشتر محتاج آن فرهنگ مي بينيم و افسوس كه دستمان خاليست!

 

                                   

هر شهر و روستا با دهها و صدها شهيد كه روزي منبع تزريق روحيه الهي به جامعه بودند و پس از شهادت سيره زندگي هر كدامشان ظرفيت دوره اي كامل از درس زندگي داشته، اما خودشان رفتند و تنها وارث خاطرات و راوي بزرگيشان، يعني پدر و مادرهايشان در همين روزها يكي يكي مي روند و غفلت ما همه چيز را به خاك مي سپارد.

همچنين است در مورد بزرگان انقلاب كه آنها نيز از دستمان رفتند و اكنون نه سخني از خودشان است و نه اثري از آثارشان.

حداقل پانزده سال مبارزه منتهي به انقلاب و ده سال جنگ، پر از والاترين مولفه هاي متعالي و با واضح ترين و گويا ترين پيام ها اصلاً گم است. و آنچه كه هست هم قايم كرده ايم!

 

كسي نمي پرسد چرا ردي از كلام و گفتار بنيانگذاران مكتب، از امام و بهشتي آن گرفته، تا سربازان ساده اش در ميان جامعه نيست؟ سند سه دهه مبارزه كجاست؟

 

***   ***   ***   ***

كتابخانه ها، نوارخانه ها، منازل افراد انقلابي، دفاتر و پايگاههاي بسيج و ... پر است از نوارهاي ارزشمندي از زمان انقلاب؛ سخنراني هاي امام و ديگران، سخنراني ها و برنامه هاي صدا و سيما در تعيين هويت انقلاب اسلامي، سرودهاي مهيج و انقلابي، مناظرات افراد مختلف از احزاب و گروهها، پيام ها، اخبار مهم راديو و تلويزيون، اخبار عمليات ها و اتفاقات جنگ تحميلي و...

كاش همتي بود و جمع مي كرد و پخش مي كرد!

 

يك جستجوي مختصر در اينترنت براي يافتن يك سخنراني كامل از امام خميني گوياي همه چيز هست، خجالت بايد كشيد از اينكه موتورهاي جستجو كليپ هاي استهزاء و مبتذلشان در مورد امام خميني جلوتر است از آنچه كه ما دنبالش هستيم. شايد اگر پس از انقلاب گروهي نفوذي كه هيچ نسبتي با امام و انقلاب نداشت وظيفه حفظ و نشر آثار امام را بر عهده مي گرفت و در باطن تصميم بر حذف و سانسور مي  گرفت، به خوبي آنچه كه ما كرديم عمل نمي كرد!

 

پس از 19 سال از رحلت امام خميني متن بيانات و سخنان و يا صوت سخنان ايشان در فضاي مجازي يافت نمي شود! يك سايت درست و حسابي براي ارائه كامل آثار بزرگترين مصلح و تغيير دهنده ي جهان معاصر در ميان ميليونها سايت و صفحه اينترنتي وجود ندارد! پس از دو دهه از هيچ نهادي نمي توانيد يك فيلم سخنراني كامل امام خميني را بگيريد و يا يك فايل صوتي آن را!

 

***   ***   ***   ***

اما راهكار:

فحش به صدا و سيما، موسسه تنظيم و نشر آثار امام و ديگر نهادهاي مسئول به اندازه كافي داده شده است.

براي اولين قدم جمع آوري همين نوارهاي قديمي از گوشه پايگاههاي بسيج و نوارخانه ها و تبديل آنها به فايل ديجيتالي كار بسيار بزرگ و مهمي است، نوارهايي كه حداقل 20 سال از عمرشان مي گذرد و معلوم نيست كه فردا ديگر صدايي ازشان در بيايد!

آنچه كه امروز ضرورت و اولويت دارد اقدامي براي جمع آوري اين نوارها و تبديل آنها به فايل ديجيتالي (كه استهلاك شامل حال آن نمي شود) در اسرع وقت است. مرحله بعد هم دادن آنها به تشكل ها يا موسسات فرهنگي است تا خروجي هاي مناسب از آن تهيه و توزيع كنند. همان چيزي كه تابحال انجام نشده است.

 

***   ***   ***   ***

 

استقبال فوق العاده و تاثيرگذاري دو «مستند روح الله» و «سيره عملي امام روح الله» و ماندگاري برنامه هايي چون روايت فتح و... و برخي كتب خاطرات شفاهي كه اخيراً كار شده و... حتي ميان همان نسل اول انقلاب، نشان داد كه چه ظرفيت عظيمي در اين گنجينه هاي پنهان نهفته است.

 

نه تنها جامعه امروز ما تشنه اين گنج هاي خاك خورده است كه هزارها و ميليونها انسان حق طلب و آزادي خواه در همه عالم، چه براي امروز و چه فرداهاي پيش رو، منتظر همتي از سوي ما هستند. تا شايد به تجربه انقلاب ديروز يكبار ديگر زمينه انقلابي بزرگ براي فردا فراهم گردد... ان شاء الله

 

تكمله: عده اي از دوستان با تعدادي نوار كه از يك پايگاه بسيج به امانت گرفته اند آغاز كرده اند، شما نيز اگر سراغ از مجموعه مشابه داريد خبر دهيد و معرفي كنيد:

mb361@yahoo.com  و  alirezakem@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:32  توسط مسلمان  | 

آخرين اخبار از حركت انقلابي روحاني عدالتخواه در حمايت از مردم محروم سيرجان را در وبلاگ فريادگر عدالت بخوانيد.

 

  فريادگر عدالت

 

متن بيانيه مجمع اسلام ناب طلاب حوزه علميه قم

بسمه تعالی

برادر عزیزمان، طلبه عدالتخواه، حجه الاسلام جهانشاهی در اعتراض به عدم پیگیری مساله مفاسد اقتصادی و خصوصاً زمین خواری های شهر سیرجان، برای تحصن مقابل ادارات مسئول با پای پیاده به سوی تهران حرکت کرده اند که اقدامی انقلابی و مثال زدنی است.
اقدام ایشان بار دیگر نشان داد که طلاب متعهد همواره در پی احقاق حقوق مردم مسلمان و در خط حمایت از محرومان و پابرهنگان، در مقابل رانت خواران و مرفهین بی درد بوده و هستند و عنایت و توجه مردم به روحانیت انقلابی را باید در همین رفتار صادقانه و خالصانه جمعی از ایشان جستجو کرد.
روحانیت انقلابی به حکمِ پیمان خداوند با عالمان دین، برای فریاد در برابر ظالم و عدم سکوت در قبال ظلم مظلومان همواره به برقراری عدالت اجتماعی می اندیشد و برای احقاق حقوق مردم تنها به سخن گفتن اکتفا نمی کند و در صورت لزوم به اقدام عملی نیز دست می زند.
حرکت شایسته حجه الاسلام جهانشاهی مورد حمایت علما و روحانیون قرار دارد و الگویی مناسب برای طلاب دغدغه داری است که در شهرهای مختلف شاهد برخی ظلم ها، تبعیض ها و بی عدالتی ها هستند و چنانچه ایشان نیز نشان دادند برای این مهم حتی تا هزینه دادن و متهم شدن از طرف رانتخواران و ذی نفوذان ابا ندارند. شكی نیست كه حمایت و جانبداری از حركت مذكور و همه فعالیت های عدالتخواهانه تكلیفی مسلم و بدیهی بر حوزه های علمیه و روحانیت عزیز است.
امیدواریم که حمایت همه دلسوزان و عدالت طلبان از این اقدام و اقدامات مشابه، عرصه را بر سوء استفاده کنندگان و مفسدان تنگ کند و راه دشوار احقاق حقوق ملت و برپایی احکام دین مبین اسلام را هموار سازد ان شاء الله.
ما جمعی از طلاب حوزه علمیه قم ضمن اعلام حمایت از این اقدام انقلابی، خواستار پیگیری مسائل موجود و خصوصاٌ مطالبات مردم محروم سیرجان از سوی مسوولان امر هستیم و پاسخگویی شفاف ایشان را خواستاریم.


مجمع اسلام ناب
طلاب حوزه علمیه قم
۱۳۸۷/۳/۲۴

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:56  توسط مسلمان  | 

 

مسئله‏ى تعليم و تربيت، مسئله‏ى زندگى بخشيدن و ولادت بخشيدن به يك مخاطب و يك انسان است. اسلام با اين چشم نگاه ميكند. شما تلاش كنيد، سعى كنيد يك بخشى از زمينى را كه خشك به نظر ميرسد، بكاويد و از آنجا چشمه‏اى جارى شود؛ شما يك بذرى را كه خيلى ناچيز به نظر ميرسد، در زمين مستعدى بكاريد و آن را آبيارى كنيد، تا نهال سرسبزى از آن متولد شود.
مقام معظم رهبري – ديدار با فرهنگيان شيراز – 12/2/1387

مجمع اسلام ناب قم با توجه به رسالت فرهنگي حوزويان و غربت و مظلوميت موضوع فرهنگ در كشور و بنا به رسالت فرهنگي حوزويان و همچنين تقارن اين ايام با هفته گراميداشت مقام معلم و موضوع تربيت، بيانيه اي صادر كرد:

بیانیه مجمع اسلام ناب، طلاب حوزه علمیه قم:

بسمه تعالي

 پس از قرن ها تلاش انبياء و اولياء الهي براي نشان دادن راه سعادت به بشريت، در شرايط كنوني، شيطان و جنودش ظلمت و تاريكي گسترده اي را بر جهان حاكم كرده و انسان را از حقيقت وجود و غايت خلقتش گمراه نموده اند.

در اين ميان انقلاب اسلامي ايران، ‌نوري بر پهنه تاريك شب بود كه بار ديگر ندای خليفه اللهي انسان و بازتعريف زندگي الهی را سر داد و آثار پربرکت آن هنوز در سراسر جهان قابل مشاهده است.

اما با وجود رويش ها و توفيقات داخلي و خارجي اين حركت نوراني، ريزش ها و آفاتي نيز در اثر سيطره تكنولوژيك و رسانه اي تفكر مادي شرق و غرب بروز كرده كه جاي تأمل و توجه دارند.

طلاب حوزه هاي علميه، از آن جهت كه به مرض هاي روحي و معنوي انسان توجه دارند و با بدنه جامعه و علي الخصوص نسل جوان ارتباطي گسترده دارند، آفات ناشي از اثرگذاري رسانه هاي غفلت گستر و فسادانگيز غرب و شرق بر جوانان و نوجوانان كشورمان را مشاهده مي كنند لذا در اين مجال نكاتي را متذكر مي گردند:

1.       بفرموده ي امام راحل تأسيس حكومت در اسلام نيز، با هدف تربيت انسان صورت مي پذيرد و اين يعني حكومت اسلامي بايد زمينه هاي سياسي، ‌اقتصادي و فرهنگي لازم براي تحقق اين غايت را مهيا سازد. لذا توجه به كارآمدي نظام و اصلاح وضع معيشت، اشتغال، ازدواج، رفتار حاكمان و... از جمله لوازم منطقي اين حركت است، اما نتيجه منطقي و مهم ديگر، محوريت یافتن مساله فرهنگ است كه باورها، ارزش ها، هنجارها و نمادهاي جامعه را تشكيل مي دهد. متأسفانه اما چنانچه رهبر معظم انقلاب نيز اشاره فرمودند، فرهنگ در كشور ما مظلوم است! تداوم اين مظلوميت مي تواند تبعات بسيار سنگيني را بر آينده انقلاب اسلامي به بار آورد.

2.       در برهه كنوني، از ميان ابزارهاي فرهنگ ساز، رسانه هاي مختلف موجود نقشي بي بديل را بازي مي كنند كه شايد در نسل هاي گذشته اين اثرگذاري كمرنگ تر بود. از طرفي شرايط رشد تكنولوژيك در عرصه رسانه به نحوي است كه ديگر سخن گفتن از سانسور و حذف و ممانعت نيز دارد رنگ مي بازد و گسترش ابزارهای رسانه ای به گونه اي است كه فرد، در هر زمان و مکان، امکان استفاده از رسانه های جهانی را دارد. اندك توجهی به میزان گسترش اين ابزارها در ميان نسل هاي نوجوان و جوان كنوني كشورمان، اين زنگ خطر را با صداي بلندتري به گوش مي رساند. لذا راهبرد اصلی مواجهه را باید در ترمیم زيرساخت اصلي یعنی مساله تربيت و مصونيت زایی آن مشاهده کرد.

3.       متأسفانه از توجه به اين معنا غفلت شده است كه گسترش فرهنگ مادي و تجمل گرايي و مصرف زدگي در عرصه اقتصادي نتيجه اي جز تأخير در ازدواج، گسترش فساد اخلاقي، غفلت زايي، دوري از معنويت و سرگرم شدن به انواع گناهان را در پي نخواهد داشت و به عبارتي اقتصاد و فرهنگ قابل تفكيك از هم نيستند. تبعات گرانسنگ كم توجهي به اين مسائل، آمارهاي تكان دهنده اي را پيرامون معضل طلاق، اعتياد، فساد اخلاقي،‌ جنايت و... ميان جوانان زير 30 سال ما نتيجه داده است كه مايه تأسف و نگرانی جدی است و سرپوش گذاردن بر آنها هیچ دردی را دوا نخواهد کرد.

4.       براي مواجهه با موج سنگين نفوذ فرهنگ غرب به كشورمان، بي شك راهي جز بسيج شدن همه نخبگان توانمند حوزوي و دانشگاهي و ارگان هاي ذيربط و رسانه ها و... وجود ندارد و قطعاً ديگر با مدیران معمولي و برنامه ريزي هاي ضعيف و تك بعدي ممکن نخواهد بود. متأسفانه ولي شاهديم كه همچنان، ارگان هاي اصلي مؤثر در تربيت مانند آموزش و پرورش، به عهده نيروهاي غير فرهنگي با نگاه هاي سطحي واگذار مي شوند که نتیجه آن سلطه ی نگرش بودجه محور بر کارهاست.

5.       شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد به تناسب توقع رهبري از ايشان ظاهر شود و در عين ساماندهي برنامه اي مدون براي مواجهه با اين هجوم خانمان سوز رسانه اي، از هر اقدام خلاف جهت جلوگيري نمايد. نمي توان همچنان شاهد ترويج روحيه مصرف زدگي و تجمل گرايي در صدا و سيما بود و آن گاه افزايش آمار فساد و طلاق و اعتياد و... كه گوشه اي از آنها در صفحات روزنامه ها انعكاس مي يابند را شاهد نبود.

6.       مواجهه موثر با این هجوم رسانه ای گام دیگری را نیز طلب می کند که از آن غفلت شده است و آن آموزش خانواده ها بعنوان مهمترین بستر تربیت است. آشنا کردن خانواده ها با آثار و تبعات رسانه های جدید، توانمندسازی ایشان برای مواجهه مناسب با شرایط جدید، استفاده آگاهانه از رسانه ها و... از موارد مهم مورد توجه اند که به ایجاد مصونیت نسبی در فرزندان کمک خواهند کرد.

7.       مراجع عظام، علماي اعلام، فضلاء و همه طلاب و روحانيون كشور نيز در اين برهه رسالتي سنگين بر عهده دارند. حوزه هاي علميه بايد در همه ابعاد فكري، فرهنگي، تبليغي ظاهر شوند و با تهيه نرم افزارهای فکری لازم،‌ ساماندهي گردان هاي تبليغي، تهيه برنامه هاي دقيق، مطالبه از ارگان هاي دولتي داراي بودجه هاي كلان فرهنگي و... به مصاف غرب بيايند و نسل جوان و نوجوان امروز و آينده كشور را از افتادن به مهلكه هايي كه ابديت شان را به تباهي خواهد كشاند نجات دهند. ان شاء الله

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:4  توسط مسلمان  | 

 

آسیب شناسی علوم متداول حوزه و نوع نگاه نخبگان به جامعه و بشر

 

حجت الاسلام و المسلمین غرویان

 

 عضو هیئت علمی موسسه علمی پژوهشی امام خمینی(ره)، سردبیر مجله معرفت و مدرس حوزه و دانشگاه

 

 

 خلاصه مصاحبه:

·          ما در دنیای فکر و فلسفه امروز جهان یک مقداری باخته ایم و با این وضعیتی که داریم، بازنده هستیم و این به خاطر این است که فلسفه مان را خیلی تجریدی و خیلی انتزاعی کرده ایم و علمای ما و بزرگان ما خیلی از انرژی و توان ذهنی خودشان را بیخودی صرف این مسائل کرده اند. در حالی که در کنار این همه بحثهای تجریدی و در خلاء، مسائل محسوس و مبتلابه فراوانی است که جا داشته است این انرژی ها و این فسفرهای مغزی صرف آنها بشود.

·          ما خيلي در اين بحث هاي ذهني تجريدي افراط كرده ايم.

·          يك جاهايي رفتيم و اين قدر حاشيه زده ايم و بحث كرده ايم، درس گفته ايم و متاسفانه اين قدر تكرار كرده ايم كه حاشيه ها باد كرده است، اما يك جاهايي كه احتياج به بحث و صرف وقت دارد و فكر و انديشه مي خواهد، رها كرده ايم!

·          چرا این همه فرض کنیم، ما آنقدر واقعیات داریم که دیگر فرصتی نداریم که این همه به «لو فرض ها» بپردازیم....واقعاً حیف است انسان عمر خودش را صرف بعضی از این بحث ها کند!

·          این بشر باید بخورد، استراحت کند، مسکن می خواهد، آب می خواهد، غذا می خواهد، پس ما بیاییم بنشینیم و بر سر مدیریت اینها بحث کنیم و ببینیم این بشر را چه جوری باید هدایتش کنیم و مدیریتش را تنظیم کنیم؟آدمی را کنترل کنیم و چگونه نظمش بدهیم؟ چگونه مسائل سياسي اش را سامان دهيم؟ اين بشر بخشي از حياتش خوردن، خوابيدن و... است و يك بخش از حياتش هم روابطش، تعهداتش، مرابطاتش است كه همه احتياج به مديريت دارد.

·          فلسفه ما با اين وضعيت فعلي كاربردي نيست، يا جنبه كاربردي اش بسيار كم است، چرا؟ علتش اين است كه...

·          چه كسي بايد نظام اقتصاد اسلامي را ارائه بكند و طرح بدهد؟

·          مسايل حكومت، اداره بشر، روابط بين الملل، حقوق، بحث حق و تكليف، حقوق بشر، حقوق حيوانات، حقوق درياها و امثال اينها مباحثي است كه در دنياي امروز به طور جدي مطرح است و غربي ها چون در اين بحث ها كار كرده اند و مسلط شده اند هر روز يك تئوري مي دهند و طبقش عمل مي كنند و براي همه دنيا سياستگذاري مي كنند.

·          این اسلام اگر دین درستی است چرا کشورهای اسلامی دنیا عقب افتاده اند؟... چرا مسلمان ها عقبند؟

·          زمینه اصلی و ریشه اساسی در این معضل، مسأله طرز نگاه ما به عالم، به دنیای امروز، به بشریت و به انسان است.

·          مگر ما، دین را برای اداره این بشر نمی خواهیم؟... بشر مگر فقط یک بعد دارد؟ و آن بعد هم، همین است که در فلسفه برایش اثبات کنیم که اصالت با وجود است یا با ماهیت؟

·          مگر ما نمی گوئیم و قرآن مگر نمی فرماید: «و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین» «عزت باید مال خدا باشد، مال مؤمنین باشد و مال رسول خدا باشد.» آیا واقعاً الآن این عزت به معنای درستش برای خدا و رسول و برای مؤمنین در روی کره زمین هست؟ به نظر بنده نیست، چرا؟ علتش این است که توجه ما مسلمان ها به مسائل دنیای بشر کم بوده و هست. البته توجه و عنایت، غیر از دنیازدگی است.

·          سخن این است که بشر را یا با تئوری دینی باید اداره کرد یا با تئوری کفری و اومانیستی، ما می گوئیم ما برای اداره بشر امروز تئوری داریم، پس باید از این حوزه های علمیه ما سالی چند تئوری جدید برای دنیای بشر درآید، که نمی آید.

·          ما اگر بخواهیم مدیریت بشریت امروز را بر اساس اسلام به دست بگیریم چه باید بکنیم؟ آیا با همین فلسفه و کلام و فقه و اصول و درس ها و متونی که الآن متعارف است می توانیم؟ به نظر بنده نه! این مهم خیلی کار و صرف وقت تمرکز و دقت و توجه می خواهد. حوزه علمیه قم باید دائماً تئوری های جدید در روانشناسی، انسان شناسی، اقتصاد، حقوق، مدیریت، سیاست، جامعه شناسی و... داشته باشد. اما بزرگان ما رفته اند سراغ اینکه: «المَعدومُ المُطَلق لا یُخبَرُ عَنه» یعنی از معدوم مطلق نمی شود خبر داد! ما موجود را رهایش کردیم و رفتیم سراغ معدوم مطلق که آیا می شود از آن خبر داد یا نه! بعضی گفته اند «المَعدومُ المُطَلق لا یُخبَرُ عَنه» یک مبتدا و یک خبر است و شما در همین جمله از معدوم مطلق خبر داده اید! یک عده ای آمدند جواب بدهند و مسأله حمل شایع و حمل اولی را پیش کشیدند و هکذا! به نظر من نیازهای امروز این ها نیست.

·          روزی یک نفر به من گفت: «شما محتمل نمی دانید که حوزه های علمیه ما را آمریکا و اروپا تأسیس کرده اند تا اینکه مغزهای متفکر ما را سرگرم این مباحث تجریدی و انتزاعی و ذهنی بکنند و خودشان بر دنیا مسلط بشوند؟!»

·          ما خودمان کاری کردیم که غربی ها از حوزه های علمیه دینی ما خیلی هم ناراضی نباشند! چون می بینند حوزه ها و دانشگاه های ما مغزهای متفکرشان را سرگرم اصالت وجود و ماهیت و بحث «الماهیه من حیث الماهیه» و... می کنند و کاری به ما ندارند!

·          غربی ها مطمئن شده اند که علمای ما تجربه مدیریت دنیا را خیلی دنبال نمی کنند.

***

متن کامل مصاحبه

 

برادرانی که قرار بود نظرشان را در مورد این متن (جهت جزوه) اعلام کنند پس از مطالعه متن کامل، در بخش نظرات بنویسند. همچنین متن سخنرانی آقای صادقی رشاد در همین موضوع را از اینجا دانلود و در مورد آن نیز اعلام نظر نمائید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:23  توسط مسلمان  |